خرید بک لینک
قسم به خوبی حالم...شبی که می آیی..
قسم به شعر و ترانه....شب و هم آوایی

قسم به تلخی دوری...به واژه برگرد
به زجر و صبر و تحمل...به این شکیبایی

به سیل خاطره ها و عبور حسرتها
به وسعت دل تنگ و به عمق تنهایی

قسم به لحظه نابی که فاصله طی شد
به شور و شوق من و تو....در اوج شیدایی

قسم به بکری آغوشمان...به ایجازش
به بوسه های مداوم...سکوت رویایی

که زنده ام به هوایت...فقط همین و همین
که بی تو ذوق ندارم به هیچ دنیایی

بیا و با دل تنگم کمی مدارا کن
بخوان...بخوان غزلم را...بگو که می آیی

برچسب: نویسنده: هستی خوشنام تاريخ: شنبه 20 بهمن 1397 ساعت: 2:04

خواب دیدم که در آغوشِ منی، باور کن
مست و دیوانه و مدهوشِ منی، باور کن

خواب بودم که ز لبهای تو بوسیدم باز
باده مینوشی و همنوشِ منی، باور کن

لب به لب، دست به گیسو، یله در آغوشت
گاهبر سینه و گه دوشِ منی، باورکن

سر، فراگوشِ تو و زمزمه ی شعر و غزل
چشمِ من، شعرِ من و گوش منی، باورکن

دستِ شعر و غزلم، بستهی زندانِ حیاست
نازنینی و خطاپوشِ منی، باورکن

کاش میشد که بگویم همه ی خوابم را
وصف آندم که چو تن پوش منی، باور کن

برچسب: نویسنده: هستی خوشنام تاريخ: شنبه 20 بهمن 1397 ساعت: 2:04

تو را گم کرده ام اما کجا یادم نمی آیدکجا ول کرده ای دست مرا یادم نمی آید به بدبختی به دست آورده بودم قلب سنگت راچرا آسان مرا کردی رها یادم نمی آید میان خواب و بیداری گمانم دیدمت با او...چه ظلمی کرده ا

برچسب: نویسنده: هستی خوشنام تاريخ: شنبه 20 بهمن 1397 ساعت: 2:04

بخواب ای محرم رازم، شبت خوش
تو ای زیبا گل نازم، شبت خوش

بخواب ای نام و جانبخش تو جاری
به لبهای غزل سازم، شبت خوش

بخواب ای عشق جاری در وجودم
دلیل شعر و آوازم، شبت خوش

بخواب ای اوج آمال دل من
نگاهت اوج پروازم، شبت خوش

بخواب ای آنکه با یاد قشنگت
به قلب غصه می تازم، شبت خوش

بخواب ای نازنین سینه ی من
تو ای پایان و آغازم، شبت خوش

برچسب: نویسنده: هستی خوشنام تاريخ: شنبه 20 بهمن 1397 ساعت: 2:04


دیگر تو را میان غزل گم نمیكنم
تا دارمت نگاه به مردم نمیكنم

در گیر و دار تلخ رسیدن به درد عشق
حتی به جان خویش ترحم نمیكنم

این فصل، پا به ماه غمی ژرفگونه بود
هرگز به این بهار تبسم نمیكنم

من در بهشتِ عشق تو آدم شدم، ولی
خود را خرابِ خوردن گندم نمیكنم

ای بهترین بهانه برای نمردنم
دیگر تو را میان غزل گم نمیكنم!*

برچسب: نویسنده: هستی خوشنام تاريخ: شنبه 20 بهمن 1397 ساعت: 2:04

حالا دیدی؟!
پاییز هم تمام شد
یلدا هم گذشت
زمستان هم تمام میشود
هیچ چیز پایدار نیست!
اما دلی که تنگ باشد
همش به دنبال بهانه میگردد
که دل تنگی اش را با یک فصل
یا یک شب توجیه کند!
این ها تقصیر هیچ کس نیست ...
مشکل دل هایمان است
که زود به زود
و برای کسانی تنگ میشود که
خیلی هایشان لیاقت این دلتنگی را ندارند!

برچسب: نویسنده: هستی خوشنام تاريخ: شنبه 20 بهمن 1397 ساعت: 2:04

امشب از باده خرابم کن و بگذار بمیرم غرق دریای شرابم کن و بگذار بمیرم زندگی تلخ تر از زهر بود گر تو نباشی بعد ازین مرده حسابم کن و بگذار بمیرم تا به کی حلقه شوم سر بدر خانه بکوبم از در خانه جوابم کن و بگذار بمیرم قصه ی عشق بگوش من دیوانه چه خوانی؟ بس کن افسانه و خوابم کن و بگذار بمیرم گر چه عشق تو سرابی ست فریبنده و سوزان دلخوش ای مه، به سرابم کن و بگذار بمیرم اشک گرمم که به نوک مژه چون شمع بلرزم شعله شو، یکسره آبم کن و بگذار بمیرم خسته شد دیده ام از دیدن امواج حوادث کور چون چشم حبابم کن و بگذار بمیرم

برچسب: نویسنده: هستی خوشنام تاريخ: شنبه 20 بهمن 1397 ساعت: 2:04

صفحه بندی